چگونه تدریس کنیم

سلام به شما مهربانان و همراهان همیشگی

به سایت جستیر خوش امدید

همه ی مطالب مرتبط با چگونه تدریس کنیم؟ را برایتان گرد اوردی کرده ایم

چگونه تدریس کنیم

چگونه تدریس کنیم
چگونه تدریس کنیم

چند راه برای آنکه آموزگار موفق‌تری باشید

آموزگاران موفق چه کارهایی انجام می‌دهند که شما نیز باید به‌عنوان یک مدیر انجام

بدهید؟ برای دانستن پاسخ، این مقاله را بخوانید. ما با «آموزگاران» که بهتر از هر کسی

پاسخ این سؤال را می‌دانند، مشورت کرده‌ایم. برخی از آنها به‌طور رسمی در کلاس‌ها

آموزش می‌دهند. برخی دیگر به‌طور غیررسمی، در کنار کارهای شرکت، در دفتر

کارشان، هنگام شام، یا در حین پرواز به آموزش‌دادن می‌پردازند. این آموزگارانی که

انتخاب کرده‌ایم، مدیران ارشد، برنامه‌نویسان، بازاری‌ها، دانشجویان MBA، و همچنین

دانش‌آموزان دبیرستانی، موسیقی‌دان‌ها، جراحان و آموزگاران دیگر را آموزش داده‌اند.

 

مشخص شده است که معیار خوب آموزش‌ دادن، در تمام دنیا یکسان است. حتی با تکیه

بر محصولات آموزشی جدید، روش‌های جدید، مطالعات اجتماعی و یا ترکیبی از هر

سه، سرفصل‌های اصلی و بسیاری از تکنیک‌ها یکسان هستند. آیا برای یادگرفتن

آماده‌اید؟ پشت میز بنشینید و دفتریادداشت‌تان را باز کنید.

۱. محور اصلی آموزش شما نیستید، شاگردان‌تان هستند

بعضی از آموزگاران، خود را دانشمندان برگزیده‌ای می‌دانند که وظیفه‌ دارند شاگردان

تهی از علم را، از دانش‌شان بهره‌مند کنند. این تصور اشتباه است. ویلیام راندو

(William Rando) مسئول اداره‌ی پرورش و توسعه‌ی نیروی آموزشی دانشگاه ییل

(Yale) و کسی که به مدت ۱۵ سال اساتید دانشگاه را آموزش داده است، می‌گوید:

«بهترین آموزگاران خود را به‌عنوان یک راهنما می‌شناسند. آنان دانش‌شان را با دیگران تقسیم می‌کنند، در عین حال متوجه هستند که شاگردان‌شان باید مرکز توجه باشند، نه آنها»

 

راندو اضافه می‌کند: برای بعضی از آموزگاران سخت است که درک کنند محور اصلی

آموزش آنها نیستند. بله، کمی غیرمنطقی به نظر می‌رسد. اما منظور این نیست که

بیشتر بخوان بیشتر بدان  یادگیری زبان

آموزگاران اصلا مهم نیستند، منظور این است که به جای پرسیدن: «امروز قرار است

چه کار کنم؟» باید بپرسند: «شاگردان من امروز قرار است چه کار کنند؟»

۲. شاگردان‌تان را بشناسید

برای اینکه ببینید چگونه تدریس کنیم، تسلط بر مباحثی که آموزش می‌دهید، کافی نیست.

باید کسانی را که به آنها آموزش می‌دهید نیز بشناسید؛ استعدادهایشان، تجربیات

گذشته‌شان، و نیازهایشان را دریابید. در غیر این صورت نمی‌توانید بفهمید آنها در حال

حاضر چه چیزهایی می‌دانند و نیاز دارند چه چیزهایی بیاموزند. راندو می‌گوید: «من از

استادان می‌خواهم تصور کنند شخصی با آنها تماس گرفته است و می‌پرسد «چگونه

می‌توانم به ییل بروم؟» اولین چیزی که باید از آن شخص بپرسید این است که «الان

کجایی؟» پیش از آنکه او را به سوی مقصد هدایت کنید، لازم است بدانید از کجا دارد

شروع می‌کند. به نظر بدیهی است؛ اما در قالب استاد، گاهی سفر را آغاز می‌کنیم و

فراموش می‌کنیم از دانشجویان‌مان بپرسیم کجا هستید؟ یا از کجا دارید شروع می‌کنید؟»

 

یوهود کاپلینسکی (Yoheved Kaplinsky)، از اساتید دپارتمان پیانوی مدرسه‌ی

جولیارد (Juilliard)، به خودآگاهی شاگردانش توجه می‌کند. او می‌گوید: «می‌خواهم ببینم

شاگردانم نوازندگی خودشان را چگونه ارزیابی می‌کنند. این امر اجازه می‌دهد بفهمم آنها

چقدر واقع‌بین یا خیالاتی هستند. می‌توانید با شنیدن نت‌ها، شخصیت‌شان را حدس بزنید.»

۳. اگر آموزگار محیطی امن فراهم کند، ریسک‌پذیری شاگرد افزایش می‌یابد

به گفته‌ی میشل فورمن (Michele Forman)، دبیر تعلیمات اجتماعی دبیرستان مجتمع

میدلبری (Middlebury) واقع در ایالت ورمونت (Vermont): «انعطاف‌پذیری لازمه‌ی

یادگیری است. دانش‌آموزان باید از آنچه که نمی‌دانند آگاه باشند، خطر کنند و درباره‌ی

آنچه که فکر می‌‌کنند می‌دانند، دوباره فکر کنند. این کار ممکن است برای هرکسی

ناراحت‌کننده یا حتی ترسناک باشد. اندکی ملایمت می‌تواند بسیار مفید باشد.»

 

فورمن، دبیر برگزیده‌ی کشور در سال ۲۰۰۱ می‌گوید: «کارهایی از قبیل قرار دادن

بیشتر بخوان بیشتر بدان  بستن تبلیغات کروم

تخت و زیرانداز در گوشه‌ای از کلاس، یا تزئین دیوارها با کاردستی‌های دانش‌آموزان

(به عقیده‌ی او فضای کلاس متعلق به آنهاست.) محیطی آموزشی فراهم می‌کند که از

نظر عاطفی، ذهنی، و روان‌شناسی امن است.»

 

فورمن اضافه می‌کند: «اگر حال دانش‌آموزی خوب نباشد، برایش چای نعناع تهیه

می‌کنم، اگر گرسنه باشد به او غذا می‌دهم. این کارها ممکن است آسان و پیش‌پا‌افتاده

باشند، اما حاوی پیام مهمی هستند. دانش‌آموزان باید بدانند که می‌توانند به معلم‌شان

اعتماد کنند.» یکی دیگر از قوانین فورمن این است: «کنایه‌زدن در کلاس ممنوع». به

گفته‌ی او‌، کنایه‌زدن در دانش‌آموز این ترس را ایجاد می‌کند که شما می‌خواهید او بد به

نظر برسد.

۴. آموزگاران بزرگ در کنار هدف، اشتیاق هم دارند

تفاوت بین آموزگار خوب و آموزگار عالی در مهارت‌های علمی نیست، تفاوت آنها در

میزان اشتیاق‌شان است. اشتیاقی که به مبحث آموزشی و تدریس دارند. به قول اچ. مویر

(H. Muir)، مدیر آموزش بازاریابی جهانی اس‌ سی جانسون (SC Johnson) واقع در

راسین ایالت ویسکانسین (Racine, Wisconsin): «اشتیاق مسری است. اگر آموزگاری

اشتیاق داشته باشد، اشتیاق به شاگردش هم منتقل می‌شود.» به گفته‌ی مویر: «هر دو

والدین من معلم دبیرستان بوده‌اند. مادرم دانش‌آموزان ناتوان ذهنی را آموزش می‌داد، و

پدرم تاریخ و سیاست تدریس می‌کرد. مهم‌ترین چیزی که از آنها یادگرفتم این بود که

 

برای این کار باید حقیقتا اشتیاق داشته باشید. نمی‌توانید وانمود کنید، دانش‌آموزان می‌توانند تشخیص بدهند شما واقعا به کارتان اهمیت می‌دهید یا خیر.»

۵. آموزگار باید به شاگرد نشان بدهد که واقعا به یاد گرفتن نیاز دارد

تام مک‌کارتی (Tom McCarty)، رئیس خدمات مشاوره‌ی دانشگاه موتورولا

(Motorola)، با تدریس به بزرگسالان به یک ضرب‌المثل قدیمی پی برده‌ است: «از تو

حرکت، از خدا برکت!» بعضی از افرادی که در کارگاه بهبود رفتار شش سیگما حاضر

بیشتر بخوان بیشتر بدان  مکالمه زبان انگلیسی

می‌شوند آماده نیستند، زیرا فکر نمی‌کنند به بهبودی نیاز داشته باشند. آنها فاصله‌ی بین

آنچه که هستند و آنچه که می‌خواهند باشند را نمی‌بینند. اولین هدف مک‌کارتی، آگاه‌کردن

آنان از این فاصله‌ی موجود است. او ابتدا از مدیران گروه‌ها می‌پرسد: «آیا تیم شما

پاسخگوی توقعات مشتریان هست؟» و هنگامی که یکی از مدیران پاسخ می‌دهد: «البته

که هست» مک‌کارتی از همه‌ی اعضای تیم می‌خواهد چهار نمونه از مهم‌ترین

اولویت‌های مشتریان را روی کاغذ بنویسند و به دیوار بزنند تا همه بتوانند بخوانند. او

می‌گوید: «اگر گروهی ۱۵ عضو داشته باشد، شما ۶۰ اولویت متفاوت دریافت می‌کنید.

هنگامی که مدیران این را با چشمان خود ببینند، به من رو می‌آورند و می‌پرسند: «اوه!

می‌‌‌شود لطفا به ما کمک کنی؟»

۶. اگر نمی‌توانید مبحثی را ساده بیان کنید، دست‌کم واضح بیانش کنید

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های یک آموزگار عالی، توانایی تجزیه‌ی مفاهیم پیچیده و

قابل‌فهم‌کردن آنهاست. گری گریتس (Gary Grates)، رئیس کارشناسان روابط داخلی

جنرال موتورز (General Motors)، می‌گوید: «این روزها مدیران نیز به این توانایی

نیاز دارند.» در واقع او عقیده دارد ارتباطات جوهره‌ی آموزش و آموختن است. گریتس

می‌گوید: «بزرگ‌ترین دغدغه‌ی مدیران این است که مردم حرف آنها را بفهمند. چه در

رابطه با بورس سهام، شرکا و مشتریان، چه در رابطه با کارمندان، مردم باید داستان

سازمان شما را بدانند. آنها باید بدانند نقاط قوت سازمان شما چیست. چرا این تغییرات را

اعمال می‌کنید. چگونه کار می‌کنید و چگونه فکر می‌کنید. در غیر این صورت شما

اعتبار، فروش، موقعیت‌های تازه، یا کارمندان‌تان را از دست می‌دهید. به همین دلیل

توانایی خوب بیان‌کردن مهم است.»

بیشتر بدانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.